دكتر عقيقى بخشايشي

68

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ مرفوع خواندن آن صحيح و مجرور خواندن آن تا حدّ كفر و شرك معنى را دگرگون و منقلب مىسازد : « خداوند و پيامبرش از مشركان بيزار هستند » در صورت مرفوع . و در صورت مجرور : « خداوند از پيامبر و مشركان [ نعوذ باللّه ] ، برائت و بيزارى دارد . » 3 . صرف : موضوع آن تنها كلمه است از آن نظر كه تصرّفات و تبدّلات گوناگونى دربردارد و در صورت بحث و گفتگو از ابنيه و صيغه‌ها و كلمات صورت مىپذيرد و گفته‌اند : « كسى كه علم صرف از دستش رفته باشد ، بيشترين معلومات را از خود تباه ساخته است . » علم و آگاهى بر صرف و آشنايى با نحوهء تبدّلات كلمه ، در آن علم ضرورى مفسّر مىباشد . 4 . اشتقاق : از چگونگى مشتقّ شدن كلمات و ريشه‌يابى كلمات بحث و گفتگو مىكند و ريشهء كلمات را مشخّص مىسازد ، چون گاهى امكان دارد كلمه از دو ريشه مشتقّ شده باشد و در هر ريشه معناى خاصّى داشته باشد ، مانند اشتقاق كلمهء « مسيح » از « سياحت » و « مسح » و ضرورت دارد مفسّر وجه صحيح آن را شناخته باشد تا معناى اصلى را از اين راه برگزيند . 5 . معانى : معانى ، علمى است كه به‌وسيلهء آن مطابقت كلام با مقتضيات حال ، مشخّص مىگردد و خواصّ تركيبهاى كلام ، با آن شناسايى مىگردد . 6 . بيان : علمى است كه ويژگيها و اختصاصات تركيب كلام از نظر خفاء و وضوح به‌وسيلهء آن شناخته مىشود . 7 . بديع : عبارت از دانستن و شناختن محسّنات و زيباييهاى كلام است كه به كار بردن آنها در نظم يا نثر ، سخن را زيباتر و دلپذيرتر مىسازد و جذّابيّت خاصّى به آن مىبخشد . بديع ، صنايع لفظى را در كلام به كار مىبرد ، چون لفظ فصيح و بليغ در نفس انسان اثر نيك مىبخشد و بر جان و دل او مىنشيند و لفظ ناهنجار و كلام غير بليغ ، خستگى و تنفّر مىآفريند و خداوند متعال براساس ناموس خلقت ، رفتار نموده است . نمونهء روشن آن در ادب فارسى ، اين شعر زيبا مىباشد : چه زنم چو ناى هردم ، ز نواى شوق او دم * كه لسان غيب خوش‌تر ، بنوازد اين نوا را همه‌شب در اين اميدم ، كه نسيم صبحگاهى * به پيام آشنايى ، بنوازد آشنا را 8 . علم قرائت : قرائت و خواندن متن قرآن ، راه صحيح تلفّظ كلمات قرآن كريم را نشان مىدهد و برترى پاره‌اى از وجوه محتمل را بر ديگرى ، مشخّص مىگرداند ، مانند قرائت « مالك » يا « ملك » در مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ و امثال آن . 9 . علم كلام : كه متكفّل بيان مبدأ و معاد و عقايد درست و صحيح از عقايد و آراى نادرست و خطا است . علم كلام توضيح و تأويل صحيح آياتى را كه معنى ظاهرى آنها مراد و مقصود نيست ، به ما نشان مىدهد ، مانند : يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ و مشابه آن كه يقينا مقصود از آن دست و اعضاى ظاهرى نيست . 10 . اصول فقه : قواعد و مبانى اصولى كه در راه استنباط احكام به كار آيد و وجوه استدلال در احكام فقهى ، به‌وسيلهء آنها تأمين گردد . 11 . اسباب نزول : اسباب نزول و نشان دادن عوامل فرود آمدن آيات الهى و شأن نزول آنها كه مقصود آيه را مشخّص و